|
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد
|
بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچکس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
او که خوابیده است در این گورسرد بودنش را هیچ کس باور نکرد

می خوام برم به آسمون ستاره ها رو پاک کنم
خاطره های عشقتو میون ابرا خاک کنم
می خوام برم به آسمون خورشیدو خاموش بکنم
شعله چشمای تو رو شاید فراموش بکنم

وقتی تو نباشی واژه کم میاد بی تو بوی شب میدن ترانه هام
شعر من بدون تو خط میخوره عقربه از رو ترانه می گذره
ساعتم به وقت شهر مرده هاست حالا هی خاطره پشت خاطره

Welcome To Java Script Code