|
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد
|
بعد من با یاد من افسوس می ماند بجا
در میان کلبه ام فانوس می ماند بجا
میروم تا گم شوم در جاده های ناشناس
کس نمی یابد مرا افسوس می ماند بجا

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل ، دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق ، آلوده به صد رنگ است

Welcome To Java Script Code