تبليغاتX
www.hadi0111.blogfa.com - چرا شب را پایانی نیست
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد
وقتي شب به انتها نمي رسه

تنها جاي پر كشيدن قفسه

حالا كه سكوت ما نمي شكنه

بين ما فاصله فرياد مي زنه

زير سقف اين زمستونه كبود

تو بگو گناه من يكي چي بود

يه دفعه قلبا همه سنگي شدن

پس بده دوباره چشماتو به من

ميــــون اين آدمــــاي آهنـــــي

نبايد تو هـــــم دلم رو بشكني

ولي افسوس ديگه انگار خوابيدي

حتي به گريه ي من گوش نمي دي !

وقتي كه پشت سكوت پنجره

حتي لبخند تو رو باد مي بره

وقتي تو غربت خيس كوچه ها

ستاره مي شكنه اما بي صدا

از كدوم طرف بايد به هم رسيد ؟

به كدوم لحجه بايد فرياد كشيد ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 12:43  توسط هادی _ ناشناسی از دیار باقی  | 

 
دوست داشتنی بهترين را عرضه مي کند

Welcome To Java Script Code

www.sonycard20.com

.