تبليغاتX
www.hadi0111.blogfa.com - کاش
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد

کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود

کاش اگر گاه کمي لطف به هم مي کرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

کاش به حرمتِ دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود

کاش دريا کمي از دردِ خودش کم مي کرد قرض مي داد به ما هر چه پريشاني بود

کاش به تشنگي پونه که پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل ِ حافظ که پر از معجزه و الهام است کاش رنگ شب ما هم کمي عرفاني بود

چقدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ِديوانه که باراني بود

کاش سهراب نمي رفت به اين زوديها دل پر از صحبت اين شاعر کاشاني بود

کاش دلها پر افسانه نيما مي شد و بيادش همه شب ماه چراغاني بود

کاش اسم ِ همه دخترکان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ِ ايراني بود

کاش چشمان پر از پرسش ِ مردم کمتر غرق ِ اين زندگي سنگي و سيماني بود

کاش دنياي دلِ ما شبي از اين شبها غرق هر چيز که مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت، شبي کاش دعايي بکنيم راز اين شعر همين مصرع ِ پاياني بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 9:45  توسط هادی _ ناشناسی از دیار باقی  | 

 
دوست داشتنی بهترين را عرضه مي کند

Welcome To Java Script Code

www.sonycard20.com

.