|
گورستان سرزمین خاطره ها یک روز هم خاطره گوی من خواهد شد
|
درود ...
و اين روزها سبكبالم
و حسي سپيد در درونم به جريان افتاده است و روحم را نوازش ميدهد
و من دوباره زاده شدم ... همين چند شب پيش ...
زاده شدم تا حس كنم تمام مهرباني هايي را كه كمتر لمس كرده ام
زاده شدم تا اول زندگي کنم و سپس بميرم
زاده شدم تا هر صبح با سلامي طلوع و با خاطرات خوش نيمه شب هاي گذشته غروب کنم
زاده شدم تا ترنم رقص ستاره ها را در كهكشان بي نهايت خوشبختي حس كنم
زاده شدم به بهانه ايي ... و به همين بهانه هم زنده خواهم ماند ...

Welcome To Java Script Code